- прислуживать (I) (нсв)
- فعل............................................................1. serve(vt.) خدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازی) توپ را زدن............................................................2. wait on(wait upon=)(v.) پیشخدمتی کردن، خدمت رسیدن و خدمت کردن............................................................3. attend(vt. & vi.) توجه کردن، مواظبت کردن، گوش کردن (به)، رسیدگی کردن، حضور داشتن (در)، در ملازمت کسی بودن، همراه بودن (با)، (مج.) درپی چیزی بودن، از دنبال آمدن، منتظر شدن، انتظار کشیدن، انتظار داشتن
Русско-персидский словарь. 2009.